تبليغاتX
ناصر کرمی - آنچه مي‌گويد و آنچه را كه نمي‌گويد

ناصر کرمی

روزنوشتهایی مابین ادبیات , توسعه و طبیعت

ابتدا: مي‌گويد همه مردم از آن جهت عدالت را دوست دارند كه مي‌ترسند روزي به آنها ظلم شود. اين گزاره به‌ظاهر منطقي، درست در مقابل اين انگاشت واقع است كه عدالت في‌نفسه ارزش و اصالت ذاتي دارد و بود و نبود آن نبايد منوط به مابا‌زاهاي غيرماهوي باشد. هم بدين‌خاطر است كه همو مي‌گويد بهتر است هزاران گناهكار رها باشند تا اينكه بي‌گناهي (از سر ترس به‌خاطر احتمال آسيب‌رساني به ديگران) زنداني شود.

ديگري مي‌گويد كه زندان بايد آخرين راه‌حل باشد، اما عمدتا اينگونه عمل نمي‌شود، چون تقليل مفهوم عدالت از يك ارزش ذاتي انساني به يك رويكرد خدماتي و رويه اداري موجب مي‌شود درنهايت زندان در دسترس‌ترين راه براي اجتناب از آن ترس لزوما نه‌چندان انساني باشد. از اين‌روست كه سايه‌انداز رديف ميله‌ها روي سطوح سيماني اكنون عمدتا نه نماد قوه قاهره بشر براي برخورداري از عدالت، بلكه غالبا تماشاخانه‌اي از لايه‌هاي برهم نهاده اصطكاك مابين سطوح متفاوت اجتماع است.

بعد: بازداشتگاه سابق كميته مشترك و زندان پيشين قصر اكنون ازجمله ديدني‌ترين جاذبه‌هاي تهران محسوب مي‌شوند. بالاخره، تهران در 200 سال اخير جبران همه بي‌پسلگي‌اش را كرده است. هرچه در گذشته گمنام بوده، در اين دو سده با به دوش كشيدن بار عمده‌ترين تحولات سياسي اين سرزمين براي خود اعتبار تاريخي دست و پا كرده است. هجوم انبوه بازديدكنندگان از موزه عبرت، برمي‌تابد كه بشر تمايل ذاتي دارد به حفظ خاطره‌هايش؛ ولو خاطره‌هاي خلف و سلف بازداشتگاه كميته مشترك. طاعت از دست نيايد گنهي بايد كرد. به هر رو زندان هم بخشي از هويت شهر است. نمي‌شود گفت كه فرق سنت‌پترزبورگ با بغداد فقط در تفاوت موزه آرميتاژ با مابازاي عراقي‌اش خلاصه مي‌شود. قاعدتا زندان سنت‌پترزبورگ بي‌تناسب با آرميتاژ نيست، همچنان كه دخمه‌اي كه صدام در واپسين روزهاي عمرش خود را در آن زنداني كرده بود، بي‌تناسب نبود با چند دهه زندگي عسرت‌بار مردم عراق. محال است كه شهري زندان نداشته باشد، زيرا محال است كه پيش از آن صبح ازلي، بشر همه تمايلات نفساني‌اش را به كنار نهاده باشد يا حتي اينكه شرايط گروهي را وادار به نقض حقوق عمومي براي منافع شخصي نكند. با اين همه، چنان‌كه لازم است شهر ترافيك انساني‌تر، خدمات شهري انساني‌تر، توزيع درآمد انساني‌تر، تأمين اجتماعي انساني‌تر و... داشته باشد، مي‌تواند و بايد كه بازداشتگاه‌هايي انساني‌تر هم داشته باشد.

سرانجام: مي‌گويد و من آن روز را انتظار مي‌كشم؛ حتي روزي كه ديگر نباشم. فقط دستيابي به ترافيك انساني‌تر را نمي‌گويد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم تیر 1388ساعت 0:52  توسط ناصر کرمی  |