تبليغاتX
ناصر کرمی - یک سفر بسیار بدموقع

ناصر کرمی

روزنوشتهایی مابین ادبیات , توسعه و طبیعت

واقعا این چه موقع سفر رفتن بود؟ از دیروز برای حضور در نشست مشترک تعدادی از روزنامه نگاران حوزه محیط زیست به کره جنوبی آمده ام. در این دو روز کارم این شده که همه جا در به در دنبال ابنترنت بگردم برای پیگیری اخبار تهران. از دور اوضاع آتشین تر به نظز می زسد. اصلا روی کاری که قرار است این چند روز اینجا انجام بدهم هیچ تمرکزی ندارم. اما ناچارم تا دوشنبه هفته بعد اینجا باشم و این مرا از دست خودم عصبانی می کند. واقعا این چه وقت مسافرت بود؟ البته برنامه سفر از سه ماه پیش تنظیم شده بود و نیامدن من بدقولی خیلی بدی میشد. به هر حال میگوید و من آن روز را انتظار میکشم حتی روزی که دیگر نباشم. من باید بگویم حتی روزی که در هنگامه آن التهابها خودم یک جای دور به سفر رفته باشم! حق میدهم خیلی از خوانندگان این مطلب بگویند کوفتت بشود و انشالا که سالم برنگردی!!

این پست پایین، حالا دیگر مطلب بلامحلی به نظز میزسد. مگر فراز آخر آن که جوری پیش بینی دارد در باره اینکه هستند کسانی که در جاده تیره و تار هم خداحافظی نمی کنند . . .

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم خرداد 1388ساعت 21:1  توسط ناصر کرمی  |